باید آنها [طلاب] را به تحقیق، به تفحص، به آزاداندیشى، به سعهى مسائل مورد نظر و نوآورى سوق بدهند.
آغاز درس خارج فقه (31/06/1370)
***
فقهاى عصر باید با روشنبینى و احاطهى علمى و پایبندى به روش فقاهت از یکسو، و آزاداندیشى و شجاعت علمى از سوى دیگر، مفاهیم جدیدى را در فقه، کشف کرده و احکام تازهیى را با استناد به کتاب و سنت، عرضه کنند. و این تکمیل فقه است.
پیام به نخستین کنگرهى علمى، تخصصى دائرةالمعارف فقه اسلامى
14/11/1372
***
اما من مىخواهم غالب یا بیش از غالب بدنه دانشجویى کشور، مجموعهاى متعهّد و داراى احساس مسؤولیت نسبت به آرمانهاى دانشجویى باشند. یکى از این آرمانها مسأله علم است؛ دومى عدالتخواهى است و آرمان سوم، آزاداندیشى و آزادیخواهى است.
آزاداندیشى یعنى آزادانه فکر کردن؛ آزادانه تصمیم گرفتن؛ ترجمهاى، تقلیدى و بر اثر تلقین دنبال بلندگوهاى تبلیغاتى غرب حرکت نکردن. لذا شامل علم، معرفت، مشى سیاسى، شعارها و واژهها و خواستههاى متعارف سیاسى و اجتماعى هم مىشود. اگر امروز غرب مىگوید دمکراسى، ما باید فکر کنیم - آزادفکرى یعنى این - ببینیم آیا همینکه او مىگوید درست است و دمکراسى بهصورت مطلق ارزش است، یا نه قابل خدشه است؟
در سه زمینه علم، عدالتخواهى و آزاداندیشى کار تئوریک کنید.
دیدار جمعى از اعضاى تشکّلها، کانونها، نشریات، هیأتهاى مذهبىو شمارى از نخبگان دانشجویى (15/08/1382)
***
دستگاههاى علمى کشور - که مدیران آن در دانشگاهها و حوزههاى علمیهى کشورند - مشخص کنند که براى تولید علم، آزاداندیشى علمى و تضارب افکار - که ما از دانشگاه و حوزه این مسائل را مطالبه کردیم - چه تلاش و کار بزرگى را انجام دادهاند؛ چقدر پیش رفتهاند و چه کارهاى دیگرى را بایستى انجام دهند.
صحن مقدس رضوی مشهد مقدس (02/01/1383)
***
شعارها در واقع مطالبات ملت از ما مسؤولان است. اگر نهضت عدالتخواهى مطرح مىشود، یا اگر نهضت نرمافزارى و تولید علم بهعنوان یک جنبش عمومى مطرح مىشود، یا اگر نهضت آزاداندیشى مطرح مىشود، براى این است که همهى مسؤولان و همهى آحاد ملت احساس کنند که در این جهت مسؤولیت دارند.
صحن جامع رضوى 01/01/84
***
هدف نهایى [اسلام] عبارت است از اینکه انسانها در زندگى دنیوى از معیشت شایسته و مناسب، از آسودگى و امنیتخاطر، و از آزادى فکر و اندیشه برخوردار باشند و از این طریق به سمت تعالى و فتوح معنوى حرکت کنند.
اجتماع بزرگ مردم رفسنجان 18/02/84
***
جمهورى اسلامى نظامی مردمى، مستقل، مبتنى بر ارزشهاى اصیل و مبتنى بر آزادى فکر و عدالت اجتماعى و یک هدیهى الهى به ملت ایران است.
آزادفکرى و تولید علم و امثال اینها آرمان جوان است و براى اینکه به این آرمان برسد، به علم و فعالیت سیاسىِ منظم و صحیح و کسب تجربه و دانایى احتیاج دارد.
باید روى مسائل فکر کرد. عزیزان من! روى مسائل فکر کنید تا به نتیجه برسید. نهضت آزادفکرىیى که من پیشنهاد کردم در دانشگاه و حوزه راه بیفتد، براى همین است. تریبونهاى آزاد بگذارند و با هم بحث کنند؛ منتها نه متعصبانه و لجوجانه و تحریک شدهى بهوسیلهى جریانات سیاسى و احزاب سیاسى که فقط به فکر آیندهى کوتاهمدت و مقاصد خودشان هستند و براى انتخابات و امثال آن از جوانها استفاده مىکنند؛ بلکه براى پخته شدن، ورز خوردن و ورزیده شدن و با هدفِ آماده شدن براى ادامهى این راه طولانى و دشوار، اما بسیار خوشعاقبت.
دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاههاى استان کرمان 18/02/84
***
ما خواستهایم کشور و جامعهى خود را طبق نظر اسلام بسازیم. طبق نظر اسلام، چه جامعهیى را باید ساخت؟ جامعهیى که در آن، عدل و داد باشد؛ آزادى فکر و اندیشه باشد؛ رشد و شکوفایى استعدادها باشد؛ اخلاق حسنه و فاضله در روابط اجتماعى حاکم باشد؛
دیدار خانوادههاى شهدا 03/03/84
***
چرا باید اسم عدالت و تفکر آزاد و برادرى و فداکارى و ایثار بماند و همیشه به عنوان یک ارزش زنده باشد؟ این به برکت تعلیم پیامبران است. آنها این معارف را آفریدند و رفتند.
انتخابات یک امر مهم و مظهر آزادى ملت ماست؛ آزادى فکر، آزادى گزینش و در واقع استقلال هر انسانى.
دیدار اعضاى ستاد برگزارى مراسم سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) 10/03/84
***
وظیفهى حتمىِ دیگرِ دولت اسلامى، گسترش علم و دانایى است؛ چون دولت اسلامى بدون گسترش علم و دانایى به جایى نخواهد رسید. گسترش آزاداندیشى هم مهم است. واقعاً انسانها باید بتوانند در یک فضاى آزاد فکر کنند. آزادى بیان تابعى از آزادى فکر است. وقتى آزادى فکر بود، بهطور طبیعى آزادى بیان هم هست. عمده، آزادى فکر است که انسانها بتوانند آزاد بیندیشند. در غیر فضاى آزاد فکرى، امکان رشد وجود ندارد. براى فکر، براى علم، براى میدانهاى عظیم پیشرفت بشرى اصلاً جایى وجود نخواهد داشت. ما در مباحث کلامى و مباحث فلسفى هرچه پیشرفت داشتیم، در سایهى مباحثه و جدل و بحث و وجود معارض داشتیم. اشکالى که ما همواره به بخشهاى فرهنگى داشتهایم، این بوده که به نقشِ خودشان به عنوان یک دولت اسلامى در صحنهى کارزار فکرى درست عمل نمىکنند. کارزار فکرى باید باشد؛ منتها کارزار فکرى عملاً به این شکل درنیاید که ما به قول سعدى، سگ را بگشاییم و سنگ را ببندیم؛ حربه را از دست اهل حق و اهل آن فکرى که حق مىدانیم، بگیریم؛ اما دست اهل باطل را باز بگذاریم که هر بلایى مىخواهند، سر جوانهاى ما بیاورند؛ نه، او حرف بزند، شما هم حرف بزنید و در جامعه فکر تزریق کنید. ما به تجربه دریافتهایم که آنجایىکه سخن حق با منطق و آرایش لازمِ خودش به میدان مىآید، هیچ سخنى در مقابل آن تاب پهلو زدن و مقاومت کردن نخواهد داشت.
دیدار رئیس جمهور و هیأت وزیران 08/06/84
***
اسلامى که امروز بیدارىِ آن را دنیاى اسلام دارد احساس مىکند، اسلام فکر و اندیشه و تعمق و حرف نو است؛ اسلامِ ارائهى راهحلهاى زندگى براى گشودن گرههاى زندگى بشریت است؛ نه اسلام متحجر، نه اسلام چشمبسته و نه اسلام دور از هرگونه آزاد فکرى
امروز شعار جمهورى اسلامى، آزادفکرى است؛ توسعهى علم و معرفت است؛ توجه به حقوق انسانها و اختیارات انسانهاست؛ مهربانى و مهرورزى میان افراد انسان است؛ اینها شعار و پیام اسلام است؛ دنیا دنبال اینهاست.
دیدار کارگزاران نظام و قشرهاى مختلف مردم 11/06/84
***
اصل ششم [از اصول گرایی]، تثبیت و تأمین آزادى و آزاداندیشى است. آزادى را نباید بد معنا کرد. آزادى یکى از بزرگترین نعمتهاى الهى است که یکى از شعبش آزاداندیشى است. بدون آزاداندیشى، این رشد اجتماعى، علمى، فکرى و فلسفى امکان ندارد. در حوزههاى علمیه، دانشگاه و محیطهاى فرهنگى و مطبوعاتى، هو کردن کسى که حرف تازهاى مىآورد، یکى از بزرگترین خطاهاست؛ بگذارید آزادانه فکر کنند. البته من فهم غلط از آزادى را تأیید نمىکنم؛ من باز گذاشتن دست دشمن را در داخل براى اینکه مرتباً گاز سمّى تولید کند و در فضاى فرهنگى یا سیاسى کشور بدمد، تأیید نمىکنم؛ من براندازى خاموش را - آنچنانى که خود امریکاییها گفتند و عواملشان چند سال قبل در اینجا سادگى و بىعقلى کردند و به زبان آوردند - برنمىتابم و رد مىکنم؛ اما توسعهى آزادى و رها بودن میدان براى پرورش فکر و اندیشه و علم و فهم، ربطى به اینها ندارد. ظرافتى لازم است که آدم این دو منطقه را از همدیگر باز بشناسد و مرز اینها را معین بکند. آزادى و آزاداندیشى، یکى از مبانى اصلى اصولگرایى است.
دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى 29/03/85
نظرات ()پرنده ای که توان پرواز دارد هرگز تن به ذلت قفس نمی دهد و آنکه از نعمت اندیشیدن برخوردار است هرگز خفت تفکر تقلیدی را بر خود نمی تابد. آنکس که می بیند چه لزومی دارد که خود را محتاج دیگران سازد تا برایش بگویند که آسمان چه رنگی است و گل ها چه زیبایند. همانطور که خداوند نعمت بینایی را به انسان عطا کرد تا شاهد شکوه خلقت او باشد، به انسان نعمت اندیشه را نیز عطا کرد تا به فهم عظمت او نایل گردد. اگر کسی به شما بگوید چشمانت را می گیرم در عوض چنان دنیا را توصیف می کنم که حیرت کنی؛ خواسته اش را می پذیرید؟ محال است حتی اگر بهترین نقالان و داستان سرایان نیز باشد. حتی یک چشم احول و لوچ نیز برتری دارد به نابینایی. پس به همین ترتیب نیز هرگز راضی نشوید که کسی به جای شما بیاندیشد و برایتان تصمیم بگیرد حتی اگر او بهترین متفکران این عالم باشد.
بزرگی انسان به آن است که خود و با قدم اختیار خود راه کمال را بپوید. بخشی از این راه عبارتست از فهم و درک حقیقت که با تفکر و اندیشه میسر است. تفکر تقلیدی راهی به حقیقت که مملو از تازگی و پویایی است ندارد. تفکر تقلیدی به روزمرگی و دلمرگی می انجامد. حاصل این نوع تفکر، زندگی روباتیک است.
زورمداران و مستبدان، کسانی که تنها به خود می اندیشند و برای رسیدن به منافع شخصی و کسب قدرت حاضرند تمامی انسان ها را قربانی کنند، به دنبال تحقق این سبک زیستن هستند. زیرا در زندگی روباتیک، انسان ها رفتارهایی قابل پیش بینی دارند و می توان یک نسخه را برای همگان پیچید و بی خودی ذهن را برای پاسخ به سوالات مردم خسته و فرسوده نکرد. در صورتی که هرانسان موجود منحصر به فردی است که ماموریتی ویژه دارد. هستی انسان شکل پذیر است و لازم است که دانه ای که در وجودش نهفته است شکوفا شود و قابلیت های بالقوه اش، بالفعل گردد. زورمداران و مستبدان هرگز چنین شرایطی را نمی پذیرند زیرا آنها حوصله اش را ندارند. کسی که به پرورش دیگرا می پردازد همچون یک باغبان است ولی سلطه گران همچون ارباب ستمگری هستند که می خواهند جان رعیتشان را بمکند و حداکثر استفاده از او را ببرند.
آزاداندیشی مورد تایید تمامی ادیان و مکاتب الهی و به خصوص تفکر شیعی است زیرا سعادت انسان را می طلبد و شکوه او را خواستار است. در جایی که کلام حق مطرح شده و به شکل درستی تبیین و تفسیر می گردد، چه باک که دیگر عقاید نیز مطرح شوند. آیا یک انسان کامل که در اوج وقار و زیبایی است قابل مقایسه است با انسانی ناقص الخلقه و گوژپشت؟ چه باک که دیگر عقاید نیز مطرح شوند زیرا در این صورت است که شکوه کلام حق مطرح است. این خصلت انسان است که هرچیز را با ضدش می فهمد. همانطور که تا بیماری نباشد انسان قدر سلامتی و عافیت را نمی داند و تا پیری و درماندگی نباشد قدر جوانی و شادابی را درک نمی کند؛ تا زمانی که امکان بروز عقاید بشری و استنباط های فردی نباشد، بزرگی و شکوه کلام حق، آشکار نخواهد گردید. از اینجاست که می بینیم که در هر مقطعی از تاریخ و در هر کشوری که آزادی اندیشه فراهم باشد، خلاقیت ها و پیشرفت های علمی و فلسفی بروز پیدا می کند.
این وبلاگ به دنبال آن است که موضوع آزاداندیشی را مورد مداقه قرارداده و دلایل، موانع و راهکارهای رفع آن را بکاود. باشد با ارائه نظرات و بازخوردهای شما عزیزان، این مطالب گرهی از گره های بسیاری که بر پیکره آزاداندیشی خورده است را بگشاید. از جمله موضوعاتی که در نظر است در این وبلاگ بدان اشاره شود می توان به موارد زیر اشاره کرد:
نظرات ()
نظرات ()